
پاشو ببین علی جان برا تو آب آوردم تو توی خاکی و من چرا هنوز نمردم پاشو ببین که شعلهها، برا تو دم گرفتن گهوارهی سوخته رو، به زور ازم گرفتن من روی قبرت آب میریزم تو خاک آروم بخواب عزیزم، لای لای لالایی، زود گذشت شیش ماه لالایی، فی امان الله تو از حرم که رفتی و ان یکاد میخوندم کاشکی سفیدیای گلوتو میپوشوندم دیدم روی سه شعبه بود، خونِ گلوی بچم حتی داره از توی قبر، میاد بوی بچم تو خاکی یا تو آسمونی میخونه قنداقهی خونی، لای لای لالایی، زود گذشت شیش ماه لالایی فی امان الله اون چیزی که تو لشکر پیدا نمیشه رحمه میرم تا هیچکی جای قبر تو رو نفهمه دارم میرم ولی بازم، میام عزیزترینم خدا نیاره سرتو، رو نیزهها ببینم نبینمت تو آفتابی چجوری رو نیزه بخوابی، لای لای لالایی، زود گذشت شیش ماه لالایی، فی امان الله