نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

وقتی محرمت میاد، از خودم اختیاری ندارم حاجتامو دور می ریزم، از تو هیچ انتظاری ندارم آخه چه جای حاجته، وقتی حرف روضه ی شهادته كی گفته كه سینه زنیم، واسه ی تو كمتر از عبادته غریب حسین، شیب الخضیب حسین روضه تو تا می خونم، قلبم می گیره زهرا رسید كنارت، وقتی كه دیره وقتی كه قتلگاهت، بوی خون می گیره غریب حسین، شیب الخضیب حسین وقتی محرمت میاد، بزم مستیمون مهیا می شه تو این شبا حتی خدا، پاش به روضه های تو وا می شه به پای روضه های تو، به خدا به جوش میادش خونم برای غصه های تو، دوست دارم كه سرمو بشكونم غریب حسین، شیب الخضیب حسین تاب و قرار زینب در خون نشسته رسیده كنج گودال زخمی و خسته خواهر برات بمیره پیشونیت شكسته غریب حسین، شیب الخضیب حسین وقتی محرمت میاد، وقت روضه خونی و مقتلته بگو كه از چی بخونم، كدوم شعرام باب دلته غروب روز دهمه، كه غم انگیزتر از پاییزه وقتی كه لشگر یزید، بی هوا به خیمه ها می ریزه غریب حسین، شیب الخضیب حسین با پلك نیمه بسته خیره به خیمه لشگر بی حیاها می ره به خیمه شیون دخترك ها از زیر خیمه غریب حسین، شیب الخضیب حسین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد