خاک به سر خاک، پسر بیکفن پدر خاک
حسین سیب سرخیپسندیدن7
بازدید1.2K
خاک به سر خاک پسر بیکفن پدرِ خاک مونده عریان رو زمین به بَرِ خاک به بر خاک خاک به سر آب پسرت تشنهلب مادرِ آب دست و پا میزنه در نظر آب آب نبود، مهتاب نبود علیاصغر توی گهواره دیگه خواب نبود سر نبود مادر نبود رو سر دخترای اهل خیمه معجر نبود وای حسین، ای وای حسین... **** خاک به سر من مادرش صدا میزد پسر من تشنگی کشید و سوخت جگر من خاک به سر من از غم حسین شکست کمر من زدنت جلو چشای تَرِ من نا نداشت، سقّا نداشت برای دست و پا زدن تو قتلگاه جا نداشت جون نداشت، سامون نداشت طاقت زخم تنشو گرگ بیابون نداشت وای حسین، ای وای حسین... **** خاک به سر من با سر اومد از سفر پدر من وایِ من عمّه کجاست معجر من خاک به سر من خونیه تموم بال و پَر من پس کجاست داداش علیاکبرِ من موت چی شد، ابروت چی شد بابا جونم ازم نپرس رقیه پهلوت چی شد سوخت تنم، سوخت لبم خبر داری محلهی یهودیا بردنم وای حسین، ای وای حسین... **** خاک به سر شام سنگمون زدن همش از لب بام پاره پاره شد بابا هِی لباسام خاک به سر شام نمیبینه دیگه جایی رو چشمام به خدا نمیتونم پاشم از جام وایِ من، بابایِ من شبیه موی تو پریشون شده موهای من ای عمو، پیشم بمون نمیذاره صدات کنم بابا این لکنت زبون وای حسین، ای وای حسین...