نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

وا شد گِرِه از ما به نگاهی به اَبَاالفضل هربار که گفتیم: اِلٰهی به اَبَاالفضل ما کوه گرفتیم به کاهی به اَبَاالفضل نامت شبِ قدر است برای همه عباس با نامِ تو دارم نظرِ فاطمه عباس هرچند گُنَهکار گُنَهکار گُنَهکار هرچند پشیمان و پریشانم و بیمار سوگند نداریم به غیر از تو خریدار آقای همه اَرمنیان! جان سَنَه گوربان اِی مَقصدِ حاجاتِ گران! جان سَنَه گوربان ما را بنویسید بدهکارتر از این دیوانه و ویرانه و سَربارتر از این ما را بنویسید گرفتارتر از این او جانِ حسین است و بگو جانم اَبَاالفضل میگفت به من مادرم: ایمانم اَبَاالفضل این کیست؟ علی اِبنِ علی معنیِ نامش این کیست که خواندند همه: ختمِ کلامش؟ این کیست پناهندهی او گشته امامش؟ اِی جانِ به همه خوش قد و بالاییات آقا بر روی سرم سایهی آقاییات آقا خورشیدترین ماهِ شبِ کاملِ زینب اِی سایهی تو روی سرِ مَحمِل زینب بازی مکن امیدِ همه با دلِ زینب امیدِ لبِ کودکِ تبدار نیامد اِی اهلِ حَرَم میر و عَلَمدار نیامد پیشِ تو کشیدم بدنِ مُحتَضرِ خویش دستی به کمر دارم و دستی به سرِ خویش بگذار که فریاد زنم از جگرِ خویش شرمنده شدی آب اگر نیست نباشد وای از حَرَمم! نامِ تو کافیست نباشد برخیز که سوزِ عطش و زجّهی آب است برخیز که بی تو حَرَمم خانهخراب است برخیز که بدتر ز همه، حالِ رباب است دیدم سرِ این راه بههم ریختنت را با ضربهی سنگینِ عَلَم ریختنت را آنقدر زمین ریختهای کم شدی عباس! شرمنده شدی آب شدی غم شدی عباس اِی دوخته بر خاک! چه محکم شدی عباس اِی وای به تیری خمِ اَبروی تو پیچید از هر دو طرف نِیزه به پهلوی تو پیچید **** یک یاعلی بگو و به همراه من بیا میبردمت به خِیمه اگر بود اکبرم تو سرنَهادهای دَمِ آخر به سینهام من را بگو که رو به زمین میشود سَرَم تو سَرنهادهای روی دامانِ فاطمه من را بگو که شمر نَهَد پا به حَنجرم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد