نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سلام کردم و گفتم سلامِ ما عباس قنوت بستم و خواندم که آتنا عباس سلام حضرتِ سجده سلام حضرتِ فضل سلام سیدنا سید البُکاء عباس چراغ خانهی امالبنین کفیل حرم خیال فاطمه راحت شدهست با عباس دخیلِ دست من ای دستگیرِ بیدستم بگیر دست مرا بین این دستها عباس زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی مدد زِ غیر تو ننگ است نزد ما عباس چه جلوهایست که بابالحوائجِ همهای که ارمنی ندهد دل بهجز شما عباس در امتداد علی آمدی، زمانه شنید صدای حیرت مرحب که مرحبا عباس میان جمع سلحشورها رساندی تو کلاس رزم علی را به انتها عباس بزن به صحنهی صفین با نقاب ولی مباد چشم زنندت تو را تو را عباس به رزم مالکاشتر چه دیده میگوید اگر غلط نکنم این علیست یا عباس به بام کعبه قدم زن که منبرت بشود که خطبهی تو شود شرح مرتضی عباس چقدر نام علی میبریم با نامت که دیدهایم علی را در این نما عباس قسم به وعدهی شیرین من یَمُت یَرَنی چه میشود که علی با حسین با عباس... بهجز حسین نگفتی بهجز علی حاشا بهجز حسین ندیدی بهجز خدا عباس نفَس بده که نفس پای این علم بزنیم که آخرین نفس ماست سیدا عباس غریب نیست که در کشتی نجات حسین بگویم اینکه فقط بوده ناخدا عباس ضریح تو زرهات شد که ما دخیل شویم که روی ما بشود رو به کربلا عباس هنوز علقمه سوزان، فرات سرگردان هنوز پرسش آبی چرا چرا عباس هنوز مَشک و سکینه هنوز اشک و رُباب هنوز نالهی برگرد خیمهها عباس همینکه دید که اصرار میکنی بروی حسین زیر لبی گفت که کجا عباس؟ تویی بهانهی این معرکه بِنَفسی أنت فقط حسین به تو گفت که بِنَفسی أنت ******* اي خدا چون شد، شاخهی ياسم در كجا افتاد، دست عبّاسم نه بهجا علم و نه علمدار من و اینهمه لشکر خونخوار خدا خدا خدا، خدا امیدم رفت ... ******** گر نخیزی تو ز جا کار حسین سختتر است من به فکر حرمم آبرویم در خطر است ******** نیزهزار آمدهام یا تو پر از نیزه شدی ******** سقای دشت کربلا اباالفضل اباالفضل دستش شده از تن جدا اباالفضل اباالفضل ای ساقی لب تشنگان اباالفضل اباالفضل ما را رسان به کربلا اباالفضل اباالفضل خدا کند ای گل ارغوانی اباالفضل اباالفضل به زیر سم استران نمانی اباالفضل اباالفضل
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد