نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هنگام مرگ ای مَلکالموت، صبر کن عمری صدا زدیم برای اجل، حسین مثل حسین حسین به نوکر رسیده است بین کریمها شده ضربالمثل حسین تنها تویی که دلخوشیِ ما فقط شدی ما را نداد هیچکس اینجا محل، حسین با گریههای فاطمه، ما هم گریستیم این ارثِ فاطمه است که نوحوا علی الحسین آوازهات دنیارو گرفت، ای دنیای بچگیام من عوض شدم ولی، تو حسین بچگیمی حواست هست، به موهای سفید سرم چقد امسال، از گذشته شکستهترم حواست هست، نوکرت داره پیر میشه بخرم ببَرم به حرم، داره دیر میشه سر به دیوار زدم، آبرویم را نبَری شرمگینِ غمِ تو اشکِ سرازیرِ من است همهجا جار زدم آی که تقصیر من است کاش میشد که بگویم که کجایی ای کاش و از این فاصله نالم که نیایی ای کاش دستم از پشت که بستند به من خندیدند شانهام را که شکستند به من خندیدند چشم صیاد به چشمان ترم بود که زد پیش جلّاد، دلم یاد حرم بود که زد از روی بام نگاهم به سوی شام افتاد پیکرم بعد سرم، از لبهی بام افتاد پیکرم خورد زمین فاطمه نالید حسین سر من رو به سوی قافله غلتید حسین سوختم بس که نمک بر جگری پاره زدند بدنم را سر بازار به قناره زدند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد