همیشه سفره‌اش وا بود با ما مهربانی کرد

همیشه سفره‌اش وا بود با ما مهربانی کرد

[ میثم مطیعی ]
همیشه سفره‌اش وا بود با ما مهربانی کرد
هزاران بار آزردیمش اما مهربانی کرد

زِ خلق اندازۀ ریگ بیابان بی وفایی دید
ولی اندازۀ آغوش دریا مهربانی کرد

نگاهش شرح نابی بود از الجّار ثُمَ الدّار
اگر با این و آن مانند زهرا مهربانی کرد

چه خواهد کرد با مهمان کوی خویش آن مَردی
که با دشنام گوی خویش حتی، مهربانی کرد

چرا دنیا به کامش ریخت زهر غصه و غم را
چرا با مهربانی های او نامهربانی کرد

الا ای تیرهایی که پی تشییع می‌آیید
نبوده یار او جز غم، به یارانش بفرمایید

***
دل او می‌گرفت از آن همه زخم زبان هرگاه

نظر می‌کرد بر انگشترش العِزه لِلّه
خجالت می‌کشد حتی زره زیر عبای او

از آن یاران ناهمراه، آن یاران ناهمراه
مگر تاریخ غربت زا، چه رخ داده است در ساباط

که سجاده به زیر پای زخمی‌اش کشیده آه
قیامش مستتر گشته است در غم نامۀ صلحش

و صلحش می‌شناساند به مردم راه را از چاه
برای عدّه‌ای فرمانبری از او چه دشوار است

چنان اسلام بوسفیان، پر از جبر و پر از اکراه
الا ای تیرهایی که پی تشییع می‌آیید

نبوده یار او جز غم، به یارانش بفرمایید
***

پربازدید‌ترین‌های شعر اول میثم مطیعی امام حسن مجتبي(ع)(شهادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر اول امام حسن مجتبي(ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام حسن مجتبي(ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های میثم مطیعی

نظرات