
همیشه سینۀ خورشید، داغدارِ شماست که آفتاب فقط سایۀ مزار شماست الهی آنکه نگردد به روز محشرکور به حق فاطمه، چشمی که اشکبار شماست فقط نه شهر مدینه، فقط نه خاکِ بقیع به هر کجا که سفر میکنم، دیارِ شماست سؤال و عجز و گدایی همیشه کارِ من است عنایت و کرم و عفو و جود، کارِ شماست اگر که خارم، اگر گل، از این گلستانم به این خوشم که فقط جای من کنارِ شماست نه من نه سلسلۀ آدمی، نه خلقِ جهان که هر چه ماهی دریاست سوگوار شماست قسم به میثم تمار میخورد میثم که پایِ دارِ شما هست و پایدارِ شماست ***