نظرات
1 نظر ثبت شده

کاربر ناشناس کاربر
عالی
۶ آذر ۱۴۰۲

این روزها نگاه تو از خونِ دل، تَر است گویا دلت حسینیهی اشکِ مادر است ای وارثِ تمامیِ غمهای اهلبیت این روزها غریبی تو مثل حیدر است چون دیدهام تو را و سلامت نکردهام یا تو سلام کردی و گوشِ من کَر است شالِ عزا دوباره نشسته به دوشِ تو شالی که حیف سوخته از آتش در است حالا بیا و روضه بخوان آتشم بزن چشمم به نالهی تو و یک وای مادر است یا رَب کجا رواست زنی را کُتک زنند وقتی که زن مقابل چشمانِ (گَر نگاهی به ما کند زهرا دردِ ما را دَوا کند زهرا)
1 نظر ثبت شده

عالی