
ندیدم مقتلی رو، به دلگیریِ گودال زمین خوردی بمیرم، سرازیری گودال تنت بیسر رو خاکا، به موج خون نشسته بمیرم، قتلگاه شد، پر از نیزه شکسته سیدی ماکو مثلک الغریب... **** نمیسوزه دلاشون، به حالِ تشنگیمون تو چند ساعت بهم خورد، تموم زندگیمون من و دستای بسته، من و داغ و دلِ خون ندارم محرمی من، شب شامِ غریبون نمونده جای سالم، به جسمِ خونیِ تو با سنگاشون عزیزم، شکست پیشونیِ تو ببین کرببلا هم، شده مثل مدینه دیدم قاتل با خنجر، نشسته روی سینه