تصویر میثم مطیعی - من ماجرا را خوب یادم هست

من ماجرا را خوب یادم هست

[ میثم مطیعی ]
من ماجرا را خوب یادم هست،
 چون کاروان ما جلوتر بود

پیکی رسید و گفت برگردید
، دستور، دستور پیمبر بود

چرخید سرهای شترهامان
چون با محمد بود دلهامان

فرمانبری از حرف پیغمبر،
 با حج برای ما برابر بود

خیل عظیم حج گزاران را
 گرد درختانی کهن دیدیم

کار بنای سایه بان‌ها با 
عمار و سلمان و ابوذر بود

زنگ شترها از صدا افتاد
 از دشت حتی رد نمی‌شد باد

راوی به حرف خویش پایان داد
یعنی محمد روی منبر بود

الیوم اکملت لکم دینی 
من کنت مولاه علی مولاه

بانگ رسایی داشت پیغمبر
هرچند بعضی گوش‌ها کر بود

آن‌ها که می‌دیدندمی‌خواندند
از چشم پیغمبر مرادش را

آن‌ها که نشنیدند می‌دیدند 
در دست او دست برادر بود

هم برکه هم دریا شهادت داد 
هم طور هم سَینا شهادت داد

حتی شن صحرا شهادت داد 
حکم ولایت دست حیدر بود

از خندق و از بدر تا خیبر
تا لحظه‌ی آخر که در بستر

از ابتدا حرف از ولایت بود
آری! ولایت حرف آخر بود

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح میثم مطیعی امیرالمؤمنین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح امیرالمؤمنین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امیرالمؤمنین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های میثم مطیعی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد