تصویر حاج محمدرضا بذری - معلومه از حال و روز پریشونم

معلومه از حال و روز پریشونم

[ حاج محمدرضا بذری ]
معلومه از حال و روز پریشونم
من بیشتر از اینا زنده نمی‌مونم

این ساعت آخر چشمای بارونی
خوب آرومم کرده (پیراهن خونی)۳

مگه زینب،میشه یادش
نباشه سفر پُر غم اون سالو

بگو یک روز، بگو یک شب
مگه میشه فراموش کنه گودالو

(حسین جانم، حسین جانم، حسین جانم...)

می‌دیدم از بالا، پایین گودالی
از بس زمین خوردی زخمی و بی‌حالی

می‌رفتی از خیمه، خیلی گرسنت بود
چیزی نمی‌گفتی، با اینکه تشنت بود

لب دِشنه، لب تشنه
شنیدم که جوابت رو سنان داده

شنیدم نَه، خودم دیدم
چقدر نیزه به حلقوم تو افتاده

(حسین جانم، حسین جانم، حسین جانم...)

بادِ مخالف بود، دورِ حرم پیچید
چشمای نامَحرم، حال منو می‌دید

دل‌گیرم از شمر و خولی که هم‌دستن
اصلاً خبر داری، دست منو بستن

منو بُردی اسیری و
اسیری چه بلایی سرم آورده

دلم خونه از اون بَزمی
که لب‌های تو چوب خیزرون خورده

(حسین جانم، حسین جانم، حسین جانم...)

پربازدید‌ترین‌های زمینه حاج محمدرضا بذری حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های زمینه حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا بذری

نواها‌یی با همین ‌شعر

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد