نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

لشکر کوفه بنگر ما را و ببین عین حیدر ما را به امید چنین ایامی تربیت کرده مادر ما را هرگز نرود عشق حسین از یاد ما بُرَّندهتر از تیغ بُوَد فریاد ما جز یاد علی نادِ علیً ولیالله حرف دگری یاد نداد استاد ما با اذن از پیمبر با رخصت از علی شیر بدر و خیبر با رزم ما ادب گردد قوم کافر ماییم در دل میدان ذوالفقارِ زینب بنتُ الحیدر... آن که غیرت شده ماتِ او قتلگه بوده میقاتِ او به خداوند منّان باشد شام و کوفه فتوحاتِ او آن زن که ندیدهست به غیر از زیبایی برداشت برافراشت عَلم را تنهایی در کوفه علیوار پس از خواندن خطبه پوشاند تن کفر لباس رسوایی طوفان کرده زینب جان را فداییِ جانان کرده زینب شب را زِ نور خود حیران کرده زینب کاخ یزیدیان را با خاک یکسان کرده زینب با اذن از پیمبر با رخصت از علی شیر بدر و خیبر با رزم ما ادب گردد قوم کافر ماییم در دل میدان ذوالفقارِ زینب بنتُ الحیدر... المثنیِ زهرا زینب زینت عرشِ مولا زینب آن که گفته به او مولایش التماس دعا یا زینب چون فاطمه این بانوی والا منصب را نتوان که ادا کرد به حقّش مطلب را جز پنج تن و جز احدِ خالق یکتا نشناخت کسی شأن و مقام زینب را بانوی جلیلهست بر عصمتش هزاران دریا دلیل است آبِ وضوی او آبِ سَلسَبیل است بعد از حسینِ زهرا در این قبیله فرمانده عقیلهست زینب بنتُ الحیدر...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد