میخوام توی این راه شهید محبت باشم
حاج محمدرضا بذریپسندیدن9
بازدید1.9K
میخوام توی این راه شهید محبت باشم شبیه تو من هم باید توی غربت باشم چشام اگه خیسه نه اینکه شکایت باشه میخوام دَمِ آخر فداییِ روضت باشم تو شلوغیِ قتلگاه، میزدن تو رو یک سپاه یادم نرفته داداش بعد تو شدم بیپناه، میزدن منو بین راه یادم نرفته داداش پیکر تو شد پامال پامال پامال روضهی تو شد گودال گودال گودال (روضهی منم الشام الشام الشام) (غروبِ غمِ تو طلوعِ غم زینب شد) ۲ حریم حرم سوخت پناه همه زینب شد به جای ابالفضل به جای تو و علی اکبر نبودی ببینی کی هم قدمِ زینب شد شمر و خولی و حرمله، سنگ و سیلی و سِلسله یادم نرفته داداش تیر و نیزه و هلهله، کشتنت تو چند مرحله یادم نرفته داداش پیکر تو شد عریان عریان عریان روضهی تو شد عطشان عطشان عطشان (روضهی منم الشام الشام الشام) تو هر نفسی که به یاد لبت افتادم خدا میدونه که با هر نفسم جون دادم تنت زیر آفتاب سرت رو بروم رو نیزه غم تو حسین جان یه لحظه نرفت از یادم میزدن تو رو بیحساب، شد به خون محاسن خَضاب یادم نرفته داداش خِیزراون و بزم شراب، غربتِ نگاهِ رباب یادم نرفته داداش پیکر تو شد نیزار نیزار نیزار روضهی تو شد تکرار تکرار تکرار (روضهی منم الشام الشام الشام)