نظرات
1 نظر ثبت شده

کاربر ناشناس کاربر
عالی
۲۱ تیر ۱۴۰۲

مُهیّا شو زادهی زهرا برای داغ جوان دیدن دل آرامت نیمه جان دیدم کمان ابرویت نصیب تیغ کمان دیدم مهیا شو بحر دل کندن از جمال پیغمبر خاتم به چشمان خون فشان و نجوای ان اللهَ اصطفی آدم همه حرکاتش تمام صفاتش شبیه پیمبر علی جانم جمال محمد صلابت زهرا شجاعت حیدر علی جان (نشد دل سیر از تماشایش تماشای قد و بالایش)2 (دل از همه برده به شرم نگاهش به شیوهی آن رزم زیبایش)2 (امید سپاهم خداحافظ) (دلاور ماهم خداحافظ)2 (دل و دلدار من هست این ماه که لب تشنه میرسد از راه)2 شده وقت آخرین بوسه لب خشکی برلب خشکی مینشید آه (بمیرم من تشنهای اما قطره آبی هم در خیامم نیست)2 (به غیر از شکر خدا در این تشنگیها شَهدی به کامم نیست)2 (تو هم دم آخر ز دست پیمبر زچشمه کوثر شوی سیراب)2 (امید سپاهم برو سوی میدان که محو تو ام با دلی بیتاب)2 (خدایا چشمش سیاهی رفت چرا اسبش اشتباهی رفت)2 (جوان رشیدم تمام امیدم به سوی عجب قتلگاهی رفت)2 (سلاله حیدر علی اکبر دلاور لشکر علی اکبر شبیه پیمبر علی اکبر)2
1 نظر ثبت شده

عالی