
قلم، آتش گرفته شده حیران، سراپا که با خط شکسته نوشته نام زهرا آه، نام زهرا بهشت است جان سپردن به راهش بهترین سرنوشت است «آه، اشفعی لی یا زهرا» گلستان خلیلی میان آتش در نمی از نام پاکت زلال حوض کوثر آه، بر سر هرچه آتش نام تو مِهر آب است دوری از تو عذاب است «آه، اشفعی لی یا زهرا» غلاف سخت شمشیر به بازویت نشسته امان از جای سیلی که بر رویت نشسته آه، ای که دستت شکستند ای شفاعت به دستت جان عالم فدایت «آه، جان عالم، یازهرا» عزیزت را الهی دل آزرده نبینی به کوچه، مادرت را زمین خورده نبینی آه، مادرت را نبینی، رنگش از رخ پریده دل ز دنیا بریده «آه، جان عالم، یازهرا» کجا آزادی زن گواهی جز تو دارد کجا عشق و حقیقت پناهی جز تو دارد آه، زندگی زیر دینت عاشقان تا قیامت بیقرار حسینت «آه، جان عالم، یازهرا» ما زن و زندگی را بر مدار تو دیدیم از تو ما برنگشتیم هرچه طعنه شنیدیم آه، فاطمه راز عشق است فاطمه راز نور است اسم رمز ظهور است «آه، جان عالم، یازهرا»