
(آسمونا زیر پاشه، واسه نافله که پاشه)۲ مادرم بازم دم صبح، روی سجادهی دعاشه (دست به دعا داره مادر)۲ شبا بیداره مادر این مادر ساداته باز دوباره مثل هربار الجارُ ثم الدار مشغول مناجاته (خدایا، دل سنگ کوچهها را نرم کن خدایا خانهی همسایهها را گرم کن)۲ (دنیا غرق در سکوته صدفرشته در عبوته)۲ مادر تموم عالم مشغول دعای قنوته (درد، داره آزارش میده)۲ پرو بالش رنجیده از صاعقهی کینه (زخم به روی بازوش داره)۲ دو سه ماهه بیماره ولی دعاش همینه (خدایا، دل هر غم دیده را مسرور کن)۲ (خدایا، درد و غم را از یتیمان دور کن)۲ (نه فرشته نه بشر بود اهل خلوت سحر بود)۲ مادر من از غصهی سرخ کربلا با خبر بود (این، سحرِ آخر دیگه)۲ داره با زجه میگه منعوک بُنَیَ (اشک توی چشماش خون میشه)۲ یه دفعه حیرون میشه ذبحوک بنی (خدایا نظری وقتی سوی گودال رفت نظر کن زینبم بالای تل از حال رفت)۲