
مرو زهرا مرو زهرا (۴) دلی سوز صدایش را نفهمید مسلمانی خدایش را نفهمید تمام غصهاش اشک علی بود مدينه گریههایش را نفهمید(۲) مرو زهرا (۴) دلش میخواست دوتا قرآن بخواند دلش میخواست دوتا دنيا بداند در و دیوار با او گریه کردند(۲) چرا باید علی تنها بماند به روز حشر و در دلهای محزون رسد حول قیامت هم افزون رسد چون نوبت عفو، شفا است ندا آیدکه اینالفاطمیون (۲) حسین جانم(۴) (من و این روضهها الحمدالله من و خونهٔ خدا الحمدالله) ۲ خوشا روزی در سجده بگویم رسیدم کربلا الحمدالله حسین جانم... (اگر کشتن چرا آبت ندادن(۲) تو را ز آن در نایابت ندادن) ۲ اگر کشتن چرا خاکت نکردن(۲) کفن بر جسم صد چاکت نکردن(۳) (اگر کشتن چرا مویهات کشیدن(۲) چون گرگان پنجه بر رویت کشیدن(۲)) ۲ حسین جانم(۴)