نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

فراتو که دیدم جلو چشمام به یاد غم خیمه افتادم به یاد لبای ترک خورده رباب و علی اصغر نوشتم رو تن ابرا که ارباب من تشنه آبه زدم زانو جلو دریا که ارباب من تشنه آبه به من دیگه نگید سقا که ارباب من تشنه آبه حلالم کن اگه آب به خیمه نرسید
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد