نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

فراتو که دیدم جلو چشمام ، به یاد غم خیمه افتادم ... به یاد چشای پر از اشک رقیه دم خیمه افتادم به یاد لبای ترک خورده ، نگاه رباب و علی اصغر به یاد گلوی پر از زخم گلایی که دارن میشن پرپر ... نوشتم رو دل دریا که ارباب من تشنه ی آبه .. زدم زانو جلو ارباب که ارباب من تشنه ی آبه ... بزن بارون به این صحرا که ارباب من تشنه ی آبه ... حلالم کن اگه آب به خیمه نرسید ... ***** نگاه کن چه جوری زمین خوردم ... نگاه کن چه جوری علم افتاد ... نگاه کن حسین جان چه آتیشی توی دامن این حرم افتاد ... حرم بی علمدار اگه باشه میگن دیگه پشت و پناهش رفت ... همه میگن الان حسین تنهاست آخه تکیه گاه سپاهش رفت ... زدم رو به همه دنیا که ارباب من تشنه ی آبه شدم شرمنده ی زهرا که ارباب من تشنه ی آبه به من دیگه نگید سقا که ارباب من تشنه ی آبه حلالم کن اگه آب به خیمه نرسید ... ***** بذار محرم برسه ، دردت به جونم ... تاسوعا ای اهل حرم واست می خونم ... ای اهل حرم میر و علمدار نیامد ... سقای حسین سید و سالار نیامد ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد