
عرشیان جارو کِش مشتاق دربار تواند سر بلندان دو عالم سر به دیوار تواند مرد و زن، پیر و جوان دارند خدمت میکنند در محرمها همه مردم پِی کار تواند بی تو از اسلام نه، بی تو از خدا حرفی نبود تا قیامت پس همه ادیان بدهکار تواند وِتر مُتورِ خدایی ای حسین بن علی سیزده معصوم دیگر هم عزادار تواند گریهی ما باعثِ تسکین قلبِ فاطمهست گریه کُنهای تو آقا جزو انصار تواند نوکرانِ تو دعا کردند و حل شد مشکلم مستجاب الدعوهاند آنانکه بیمار تواند ما که باشیم، اسم زائر روی ما باشد حسین انبیا و اولیا در بین زُوار تواند قبر تو جنات تجری تحتها الانهار ماست سینه زنها دم به دم مشتاق دیدار تواند زینب افتاد و سرت افتاد از نی بر زمین آه با آزار زینب فکر آزار تواند ****** شاعر: سید پوریا هاشمی