نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

علم بر دوش ساقی میدانه مثل حیدر غضبش طوفانه ابوشعثا لرزه تو دستاشه ابوفاضل راهی میدانه وَجَعَلنا میخونه رقیه وقت بدرقه به روی ماهش وَل ان یَکاد میخونه علی اکبر به قد و قامت عمو جانش سرداره عباس و سپهداره عباس با مشک و بی علم چه جگر داره عباس جانان که میره تو عرصهی جنگ تکرار جنگِ حیدر کراره عباس هزار ساله مونده عشقت باقی منم فانی، هستی هوالباقی در آن خفت سَر به زیر آورده اماننامه برات شمر یاغی اون دو تا دستی که بریدن تا قیامت خیر کثیره کردی ثابت تو جنگ صفین دشمنت زنده در نمیره محشر اباالفضل، تو یه لشکر اباالفضل صفدر علی و شیر قلندر اباالفضل خصمت ذلیله، ماه قبیله از دشمن عقیله بزن سر اباالفضل یا اباالفضل، یا اباالفضل ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد