نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

طعم اسارت نچشیده بودم چشیدم این همه غم یه جا ندیده بودم که دیدم به آخرین نفس رسیدم اول این راه مرده بودم کاش سر به نیزه مراقبم باش آوردنم با قامت خمیده منو که سایه امم کسی ندیده رو نیزه رنگ و روی تو پریده جاریه رد خون کنار چشمه علمدار قدم قدم دارن منو می برن به اجبار میون کوچه ها و بازار شام خرابو نمی دیدم کاش ماه رو نیزه مراقبم باش یه سر دارم خدا هزار تا سودا چیکار کنم تنها با این دخترا دارم میرم مجلس نامحرما خیلی دلم تنگته یا اباالفضل کاشکی بودی کنار ما اباالفضل هرجا میرم باهام بیا اباالفضل
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد