ببین کبوترت امشب بی پروباله
حنیف طاهریپسندیدن4
بازدید10.7K
ببین کبوترت امشب بیپَر و باله هنوزم خجالتم میده داغِ سهساله اگه که نمیرم امشب بیتو محاله همین که هنوزم زندهام جای سؤاله تو رفتی و بیخبری از حالِ من هنوز داره خون میچکه از بالِ من دیگه من از این بیکسی خسته شدم کِی میای دنبالِ من؟ (مُردم این یه سال و نیم با یادِ خشکیِ لبات مُردم این یه سال و نیم با یادِ اشکِ بچههات مُردم این یه سال و نیم با یادِ آخرین نگات)۴ نرفته هنوز از یادم افتادنِ تو هنوز جلوی چشمامه جون دادنِ تو دیدم چطوری غارت شد پیرهنِ تو دیدم یه جای سالم نیست رو بدن تو رسیدم و پیش چشای مادرت نیزه بیرون میکشیدم از پیکرت از پیرهنت پرسیدم و گفتی به من خواهرم کو معجرت؟ مُردم این یه سال و نیم با یادِ این نشونهها مُردم این یه سال و نیم با یادِ تازیونهها مُردم این یه سال و نیم با یادِ زخمِ گونهها مُردم این یه سال و نیم با یادِ خشکیِ لبات مُردم این یه سال و نیم با یادِ اشکِ بچههات مُردم این یه سال و نیم با یادِ آخرین نگات