تصویر مسعود پیرایش - صدات کردم با غم نگاهی به سوی نگات کردم

صدات کردم با غم نگاهی به سوی نگات کردم

[ مسعود پیرایش ]
  • 2.2K
  • 6
  • 0
صدات کردم، با غم نگاهی به سوی نگات کردم
دل رو روونه سمت قتلگاهت کردم
گریه برای غربت گریه‌هات کردم

چشام تر شد، تموم لحظه ها با گریه هام سر شد
سهم تنت نیزه و تیر و خنجر شد 
زخمای تو اندازه‌ی یک لشکر شد 

دیگه چی می‌خوان از تن پاره
خواهر تو شد بی‌چاره 
چرا پا از روت برنمی‌داره 
خواهر تو شد بی‌چاره

سرت ریختن، غصه‌رو توی قلب خواهرت ریختن
برای غارت روی پیکرت ریختن 
برای نبش قبر اصغرت ریختن

سر و بردن، به روی نیزه قلب خواهر و بردن
از تو تنت هدیه‌ی مادرو بردن
گهواره و خلخال و معجر و بردن

سرت رو بردن روی نی اما 
جسمت روی خاک صحرا موند 
پی تو آواره شدم هرجا
جسمت روی خاک صحرا موند 

غروب سرد شد، لحظه‌ی تشییع جنازه ها خط شد
دشت و بیابون پر خون سراسر شد 
زیر سم اسبا تن تو پرپر شد 

اومد با سر برای غارت کردن یک انگشتر 
انگشتتو برید جلو چشم مادر 
بمیره خواهرت برا تن بی سر

ببین دو چشم فاطمه زاره 
یا ثارالله و ابن ثاره
به جز یک انگشتر چی رو داره
یا ثارالله و ابن ثاره

پربازدید‌ترین‌های زمینه حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های مسعود پیرایش

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد