
صحرا غرق ناله و غم شد افتادی و کمرم خم شد چی شد این جوری تنت کم شد میبینی غربت منو اشکای حسرت منو سرگردانم برادرم تو لحظههای آخرت چی شد که دور پیکرت پیچیده بوی مادرم پاشو ای امید حرم پاشو ای علمدار بریم یا علی بگو پهلوون علمتو بردار بریم (پاشو ای علمدار من) 2 از دستم داره میره، هستم مونده دستای تو روی دستم چشمت رو با دل خون بستم این جسم نامنظمت جسم پاشیده از همت قلبم رو پاره پاره کرد اما اون جا دلم شکست که دیدم بیحیای پست سمت خیمه اشاره کرد میدونی تویِ خیمهها همه نگران تواَن همه نگرون واسهی روزای بدون تواَن (پاشو ای علمدار من) 2 این اشک و نمیشه کرد پنهون من گریونمو همه خندون پر از هلهله شده میدون میبینی حال زارمو چشمای پر ستاره مو ای ماه آسمون من تو خونه دختر علی چشم انتظارته ولی بند اومده زبون من (چجوری از این جا برم بگو بمونم یا برم) 2 (پاشو ای علمدار من) 2