نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شُهرتِ ماست، محبّانِ اباعبدالله ریزهخواریم، سَر خوانِ اباعبدالله نظرِ فاطمه از روز اَزَل بر ما بود نامِ ما بوده به دیوان اباعبدالله اَشک ما از کَرمِ زینبِ او تأمین است تا که هَستیم پریشان اباعبدالله یا اباعبدالله... یاعلی گفتم و دیدم، که علی گفت حسین... پدرش رفته به قُربان اباعبدالله قَلمِ عَفو کِشیدند به پَروندهی ما تا نِشَستیم به اِیوانِ اباعبدالله دینِ ما را نبی آورد وحسین اِبقاء کرد زیر دِینیم و مسلمان اباعبدالله مرگ حقّ است ولی در دلِ میدان خوب است کاش باشَم ز شهیدان اباعبدالله مادرم لُقمهی نانی که سَرِ سُفره گذاشت همه خوردیم به اِحسانِ اباعبدالله جُرعه آب خُنَکی خوردم و گفتم با اشک به فَدای لب عَطشان اباعبدالله
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد