نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سوی میدان رّود، پیش چشم ترم جوان خیمهها، علی اکبرم ای خدا شاهدی، میرود از حرم گُل لیلا علی، شِبه پیغمبرم من نگویم نرو، برو ای ماه من اما قدری قدم، بزن دورو برم ای که با رفتنت، میرود جان من میسوزد از غمت، حتی خاکسترم در دل خیمهها، بابا غوغا شده با وداعت علی، غرق غم شد حرم تا که گفتی پدر، بر توو مِنی سلام دنیا ویرانه شد، ناگهان بر سرم تا که تنها شدی، ارباً اربا شدی با تیر و نیزهها، ای گُل حیدرم نیزه خورده به تو، پهلویت وا شده پهلویت میکنم، یاری از مادرم ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد