نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

زمین کربلا اینجاست زینب دیار پُر بلا اینجاست زینب تحمل میکنی گویم برایت فِراق ما دو تا اینجاست زینب صدای آشنا آید به گوشم که مادر قبل ما اینجاست زینب چه سرهایی شکسته بین این دشت مسیر انبیا اینجاست زینب همان جایی که گفته اُم ایمن زمین نینوا اینجاست زینب بزن بوسه تمام سینهام را ضریح مصطفی اینجاست زینب همان جایی که قرآنها بیفتد به زیر دست و پا اینجاست زینب با احتیاط لالۀ ما را پیاده کن عباس جان سه سالۀ ما را پیاده کن با احتیاط بار حرم را زمین گذار زانو بزن به قاب ، حرم را زمین گذار با احتیاط تا که نیفتد ستارهای میترسم آنکه گیرُ کند گوشوارهای چشمِ مُخّدّرات، به سمت نگاه تو دوشیزگان مُحترمه در پناه تو باهو میانه رفته به زیر نقابها یک لحظه رو به رو نشود آفتابها این حوریان عزیز خدایندو بس همین این دختران کنیز خدایندو بس همین این دختر علیست که بالش شکستنیست ناموس اعظم استو وقارش شکستنیست از این ببعد ماه حرم آفتاب باد عباس جان مراقب این با حجاب باش این دختران من که بیابان ندیدهاند در عمر خویش خار مغیلان ندیدهاند یک لحظه هم ز خیمۀ طفلان جدانشو جان رباب از دّم گهواره پا نشو تو هستیو اهالی این خیمه راحتن در زیر سایهات همه در استراحتن تو هستیو به روز حرم شب نمیرسد چشم کسی به قامت زینب نمیرسد یک عده یوسفاند و یک عده مریماند احساس میکنم همه دلواپس هماند احساسُ میکنم که جوابم نمیدهد با آبُ گفتنم آبم نمیدهد ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد