
زینبم خود را به تسلیم و رضا آماده کن خویش را بر یاری دین خدا آماده کن یا حسین و یا حسین و یا حسین... عهد کردی در غم و شادی شوی با من شریک کن وفا بر عهد و خود را بر مِنا آماده کن یا حسین و یا حسین و یا حسین... یا مَیا در وادی عُشاق یا که خویش را بهر رگبار بلا در کربلا آماده کن یا حسین و یا حسین و یا حسین... تشنگی خواهد در این صحرا کند اعلان جنگ کودکانم را تو در این ماجرا آماده کن یا حسین و یا حسین و یا حسین روز عاشورا در این صحرا شود اکبر شهید اکبرم را بهر مردن در منا آماده کن یا حسین و یا حسین و یا حسین... نجمه را بَرگو که از برگ شقایقها کفن از برای یادگار مجتبی آماده کن یا حسین و یا حسین و یا حسین... تا که گِریَد مادرم از داغ عباسِ جوان در کنار علقمه بزم عزا آماده کن یا حسین و یا حسین و یا حسین... حرمله با تیر میگردد به دنبال هدف اصغر ششماهه را بهر فدا آماده کن یا حسین و یا حسین و یا حسین... لَعلِ لب را از برای بوسهی زیر گلو وقت میدان رفتن خونِ خدا آماده کن یا حسین و یا حسین و یا حسین... یااباعبدالله الحسین جلوه روی تو بود طور مناجات ما کعبه کوی تو بود قبله حاجات ما شربت دیدار تو آب حیات همه صحبت این ناکسان مرگ مفاجات ما بی تو اگر میروم چاره ندارم ولی این همه دوری نبود شرط مکافات ما وعدهی ما و تو در بزم یزید پلید تا کنی از طشت زر جلوه به میقات ما یا اباعبدالله الحسین... تا تو شدی کشته و ما بی سر و سامان شدیم یکسره سرگشتهی گوه و بیابان شدیم خیمه و خَرگاه ما رفت به باد فنا به لُجِّهی غم اسیر دچار طوفان شدیم پرده گیان تو را حجاب عزّت درید تا که تماشاگه پردهنشینان شدیم