نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سن که دوزوپ سن بو قدر صبحه کمیمنده دایان چوخ نگرانم علی، ای بشیگیندن دویان گاهی سوزور گوزلرون، یوخلاما تز تز اویان گوی ننه لای لای چالا، لای لای عزیزیم بالا "قوزو قوربان بالا لای لای، علی لای لای علی لای لای" *** چنگ مزن اصغرم کشد خجالت رباب برده لب خشک تو از لب من ذکر خواب یقین کنم میکنی چو ماهیان آب آب رنگ تو مهتابی است پس بودم التهاب خسته خوابی بخواب، اصغر من لای لای "قوزو قوربان بالا لای لای، علی لای لای علی لای لای" *** باخما گوز آلتی منه گور ننه اشگین الر سینمه چالما الون صود که یوخوم قان گلر نهر فراته سسون گتسه بالقلار ملر دیل دوداقون آز یالا لای لای عزیزیم بالا "قوزو قوربان بالا لای لای، علی لای لای علی لای لای" *** برو میدان بده به ماجرا خاتمه برو که سقای تو افتاده در علقمه برو زِ دوش پدر در بغل فاطمه چو ماهی روی خاک دور ز آبی بخواب خسته خوابی بخواب، اصغر من لای لای "قوزو قوربان بالا لای لای، علی لای لای علی لای لای" ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد