
سلام من به پرچمای کهنهی هیئت به استکان شکستههای چایی روضهت سلام من به دود اسپندی که داره بویی از جنت سلام من، سلام من میخونه روضهخون برام، قصیدهی محتشمو شور محرمت گرفت کل عالمو باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است (حسین،جان)۳ سلام من به پارچه مشکیای خاک خوردهی روضهت به اولین برگهی نوحهخوان توی هیئت سلام من به یاد نوکرایی که بودن برا تو سینهچاک حسین جان امسالو روضه میگیرن به زیر خاک **** کفن که دست مرا بست دست تو باز است و دست باز تو یعنی بیا در آغوشم **** نانی برای ما به نوایت درست کن دردی برای ما به دوایت درست کن از بیرق عزای تو تا نور میرسیم ما را به لطف شال عزایت درست کن جنس خراب این دل ما با تو جور نیست ما را برای درک صدایت درست کن این چشمهای خشک، دلِ سنگ، خسته را با یک نسیم کربوبلایت درست کن این آبرو که رفته ز ما پیش فاطمه دستم به ریشههای عبایت درست کن با ما چه کرده دوری این راه بگذریم یک کربلا برای گدایت درست کن **** کاروان آواره، جز این ندارد چاره به همرهش میآرد، سه سالهای مهپاره کاروان میآید، ز کوه و دشت و صحرا به همرهش میآرد سلالههای زهرا (وای عزیز زهرا،حسین غریب و تنها) ۳ **** آتشی بین نینوا آمد آه زینب به کربلا آمد **** رحم کن به بچههات، بیا برگرد تورو به مخدرات، بیا برگرد تو رو جون مادرت، بیا برگرد تو رو جون خواهرت، بیا برگرد **** آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست راه بستند روی قافلهاش دشمن و دوست هر کجا هست خدایا به سلامت دارش گره افتاده حسین ابن علی در کارش کودکان در بغل مادرشان خوابیده دختران هم گل سر بر سرشان خوابیده **** ناگهان گفت اباالفضل به آوای جلی کور باشند همه محضر ناموس علی