حسرت به خاک سرد مزاری نبرده‌ایم

حسرت به خاک سرد مزاری نبرده‌ایم

[ سید حجت بحرالعلومی ]
برپا کنید خیمه‌ی ماتم شروع شد
ماه عزای شاه دو عالم شروع شد

شب‌های ماتم است سلامٌ علیک
عالَم محرم است سلامٌ علیک
****
حسرت به خاک سرد مزاری نبرده‌ایم
شکر خدا که قبلِ محرم نمرده‌ایم

احیای خشک‌سالی چشم است با حسین
صد مرده زنده می‌شود از ذکر حسین

دارد برای تو کفنم می‌کند پدر
پیراهن سیاه تنم می‌کند پدر

دست از شراب ناب بهشتی کشیده است
آن کس که چای تازه دمت را چشیده است

برگشته‌ای چشم به عفو تو داشتیم
حُریمو چکمه بر سر شانه گذاشتیم

خاکم ولی به زر بدنم کن حسین جان
مثل حبیب خود بغلم کن حسین جان

دستی به روی گونه‌ی سینه‌زنت بکش
اشک مرا بگیر و به زخم تنت بکش

امروز اگر که در دل هیئت نشسته‌ایم
مدیون لطف مادر پهلو شکسته‌ایم

زهرا به روی گریه کنانت حساب کرد
مارا برای نوکری‌ات انتخاب کرد

در اوج درد نام تو اعجاز می‌کند
دست سه ساله‌ی تو گره باز می‌کند
****
کاشکی‌که پاتو نذاری اینجا
رقیه‌تو خدا کنه نیاری اینجا

تو رو به جون مادرت
رو حرفشون نکن حساب

از توی خاک در میارن
شیرخوارتو جلو رباب

سر علی اصغرو رو نیزه می‌بندن
به اشکای ناموست نامردا می‌خندن

نیزه آوردند برا علمدار
منتظر خواهرته کوچه و بازار

نذار که پای شمر یه وقت به پیکر تو وا بشه
جلو چشای مادرت سر از تنت جدا بشه

با نیزه پیش چشم زینب می‌ری از حال
سر لباس تو دعوا می‌شه توی گودال
****
اوضاع شهر کوفه با زر و درهم عوض شده است
کوفه برای ذبح گلویت شده عجیب یا اباعبدالله
****
آماده‌اند تا که پذیرایی‌ات کنند
با سنگ و چوب و نیزه و شمشیر و تیغ و تیر

من که عزیز آمده بودم چنین شدم
اینجا خدا کند که نیاید کسی اسیر

از قول من به مادر شش ماهه‌ات بگو
تا می‌توانی اصغر خود را بغل بگیر

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر امام حسین (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امام حسین (ع)

محبوب ترین سید حجت بحرالعلومی

نظرات