نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سَرور خاتونها، اشرف الخواتین عمّهی آلالله، عمّهی سلاطین زینب زینب زینب زینب... نام عقیله تا آمد دیوانهتر شدم سرچشمهی جنون من امشب لبالبم مادر مرا که داد به پیشانیام نوشت قربانیاش کنید که این نذر زینب است زینب ضربانم، زینب شریانم زینب تو روضهات میدرم من گریبانم زینب مثل مادر، زینب سر و سَرور زینب توی روضهات خودمو میکُشم آخر مثل بیبی زهرا، نوره در حجابه شبیه باباشه اسدُالخِطابه زینب زینب زینب زینب... یک تار موی حضرت زینب را خدا به مریم و به ساره و هاجر نمیدهد زینب همان کسیست که در راه عفّتش سر میدهد ولی نخِ معجر نمیدهد زینب و هو النور زینب نور مستور زینب با نورش کرده چشای یزیدو کور زینب دُرّ تابه زینب آفتابه زینب اسداللهه که میون حجابه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد