چون که خورشید به پوشاندن او مامور بود
علی اکبر حائریپسندیدن34
بازدید36K
چون که خورشید به پوشاندنِ او مامور بود زینب و بیمعجری از ذهن عالَم دور بود راوی انگار که در شام و کوفه کور بود روی ناقه نور بود و نور بود و نور بود ای حافظِ معجرت اباالفضل ای وارثِ معجرت رقیه یک حیدر و پهلوونِ خیبر یک زینب و یک بنیاُمیّه الله الله تبارکالله به خطابتِ زینب و به جلالتِ زینب و به قدر و شوکت زینب و به استقامت زینب و به قد قیامت زینب و به نجابت زینب و به شجاعت زینب و کوه صلابت زینب و پرچم و رایت زینب و ذکر اجابت زینب و بعدِ کربلا همه دیدن امامت زینبو زینب زینب، زینب زینب... ای مهار ناقهات در دستِ سکّاندار عرش ای رکاب مَحملت پای اباالفضلِ علی کربلا در کربلا میمانْد اگر زینب نبود ای علمدارِ قیام، جای اباالفضلِ علی ای حافظ پرچمِ اباالفضل ای وارثِ خطبههای حیدر عالم همه مبهوت که آمد از محملِ تو صدای حیدر الله الله تبارکالله به جنابِ زینب و به رکاب زینب و نور حجاب زینب و به انقلاب زینب و فنّ خطاب زینب و به فضائل زینب و زن کامله زینب و عامل و عادله زینب و عاقل و قابله زینب و منبر و محمل زینب و ابن مرجانه زمین خورده مقابل زینب و زینب زینب، زینب زینب.....