نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

امشب شب سرمستی از شعر و مناجات است فردا ببند احرام خون گودال میقات است امشب میان خیمهها قرآن بخوان آقا فردا به روی نیزهها قرآن بخوان آقا امشب غزل خوان پای یک شمشیر خواهی شد فردا کنار جسم اکبر پیر خواهی شد امشب ز روی خاک صحرا خار میچینی فردا گلت را خفته پشت خار میبینی امشب رقیه گیسوانش شانه خواهد شد فردا اسیر پنجهی بیگانه خواهد شد امشب خیال زینب از اطفال آسوده است فردا پی آنها میان شعله و دود است امشب علی در خیمه قدری شیر خواهد خورد فردا به روی دست بابا تیر خواهد خورد امشب میان خیمه محکم میشود معجر فردا ولی از چند سر کم میشود معجر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد