نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ساقی مِی بده که مرا زیر و رُو کند بویش ز دور کارِ هزاران سبو کند دنیا اگر علی نداشت، آبرو نداشت دنیا مدام شُکرِ چنین آبرو کند خلقت به روی دست علی را گرفت و گفت: دستِ کسی نظیرش اگر هست، رُو کند ***** تا صورت پیوند جهان بود، علی بود تا نقشِ زمین بود و زمان بود، علی بود آن قلعهگشایی که در از قلعهی خیبر برکَند به یک حمله و بگشود، علی بود این کفر نباشد، سخن کفر نه این است تا هست علی باشد و تا بود، علی بود شاهی که ولی بود و وصی بود، علی بود سلطان سخا و کرم و جود علی بود هم موسی و هم عیسی و هم خضر و هم ایّوب هم یوسف و هم یونس و هم هود، علی بود هم اوّل و هم آخر و هم ظاهر و باطن هم عابد و هم معبد و معبود، علی بود خاتم که در انگشت سلیمان نبی بود آن نور خدایی که بر او بود، علی بود مسجود ملائک که شد آدم، ز علی شد آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود ***** بگو که چرخش این روزگار دستِ علیست که نبض هر چه دل بیقرار دستِ علیست زمانِ جنگ صدا از کسی نمیآید میانِ معرکهها ابتکار دستِ علیست بگو فرار کنند آن همیشه ترسوها چه غم؟ که در عوضش ذوالفقار دستِ علیست بهشت و دوزخ ما با علی گره خوردهست ببین که در دو جهان اختیار دستِ علیست به غیرِ شاه نجف رُو نزن به هیچکسی بیا که تا ابدالدّهر کار دستِ علیست
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد