نظرات
1 نظر ثبت شده

کاربر ناشناس کاربر
عالی
۲۳ بهمن ۱۴۰۲

زلزله آمده، علمدار آمده شیر نرِ علی به پیکار آمده رجزخوان آمده، شتابان آمده اباالفضل به طرفةُ العِینی رفته سمت فرات زِ ترفند او ماندند همه ماتِ مات به قربون خشکیِ لبانش ببین حسین میگه ای جونِ برادر فدات علمدار، جهانگیر، جهاندار اباالفضل نگاهو نگاه کن، قرص ماهو نگاه کن شیرِ پاکِ مادر خورده، ادب رو نگاه کن بعد غضب رو نگاه کن، عجیبه مالک نمرده اباالفضل دَخیلُکَ... مُحامی الخیام، اباالفضلِ علی دوامِ این قیام، اباالفضلِ علی سراپا محشری عجب جنگاوری اباالفضل به مِیسر به یک آن بر یمین میزنه و ضربهش رو تند و آتشین میزنه عَدو میشه دستپاچه تا که نعرهی أنا بنُ امیرالمؤمنین میزنه علمدار، جهانگیر، جهاندار اباالفضل غبارو نگاه کن تکسوارو نگاه کن مِیدونو دست میگیره شکارو نگاه کن ذوالفقارو نگاه کن مارِد داره میمیره لطفی که کردهای تو به من مادرم نکرد ای مهربانتر از پدر و مادرم حسین اباعبدالله اباعبدالله...
1 نظر ثبت شده

عالی