نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

راوی میگه که دیدم خودِ محشر اومده از بس که کشته ضجّهی لشکر دراومده وقت انتقامه صبرِ اباالفضل سر اومده اباالفضلی که از پسِ صفّین بر اومده حسین حسین... غیرت و قدرتش بدون مرزه به زیر قدمش زمین میلرزه رو در روی اباالفضل نمیجنگه هر کسی که سر به تنش بیارزه مالکاشتر از مُریدانِ اباالفضل جانِ زینب بسته به جانِ اباالفضل بازوهاشو یدُالله بوسیده یعنی پهلوانِ پهلوانانه اباالفضل
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد