
(رو زد و آب ندادند و دل من گرفت زخم پیشانی او را عرقی سرد گرفت)2 (حرمله خیر نبینی، جگرش درد گرفت)2 حرمله خیر نبینی، گل من نورَس بود (چیدنش تیر نمیخواست، نسیمی بس بود)2 وای رباب... وای رباب... گلایه از غل و زنجیر دارم بیا پایین نیزه، شیر دارم وای رباب... وای رباب...