نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

راه وا کنید که زهرا، با قامتِ خَم اومد ناله کشید بُنَیَّ، ماه محرم اومد شالِ عزای ماتم، رو شونههامون افتاد زهرا خودش دوباره، دنبالمون فرستاد مادر دوباره امسال، در زده خونمونو به اسم میشناسه، دونه به دونمونو با چشم ِ دل ببینید، کنارِ در نشسته هِی میزنه به سینه، با بازویِ شکسته بویِ حرم گرفتیم، از عطرِ سیبِ مادر تا ما میگیم حسینجان، میگه غریبِ مادر هِی زیرِ لب میخونه، شمشیر و تیر آوردن بَچّم رو مثل من هم، غریب گیر آوردن بَچّم رو هم مثلِ من، نامرد بی هوا زد گودال بود و بچّم، لب تشنه دست و پا زد حسین غریبِ مادر... تیری که خورد رو باید، از پشت در بیاره انگشترو نشد از، انگشت دربیاره تاجِ سرِ ملائک، تاراجِ پای شِمره مویی که شونه کردم، تو پنجههای شِمره بَندِ دلش رو مادر، عطشان ببینه سخته بَچش رو بینِ مقتل، عریان ببینه سخته لعنت به شِمر، تیغش، دریا رو خاک میکرد با پیرهن حسینم، خنجر رو پاک میکرد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد