
دَمِ ما شد دَمِ زینب عزامون ماتم زینب الهی که همین لحظه بمیریم از غم زینب تو این روزها و این شبها برامون راوی زینب به سینه میزنیم امروز به نام نامی زینب خواهر شاهی، نور این راهی قبلهگاه هر قلب آگاهی سر تا پا مردی، کوهی از دردی شام و با خطبه ویرونه کردی زینب، آه زینب ... (به گردن منّت زینب سرا پا هیبت زینب نگو زن، شیر میدونه جناب حضرت زینب) ۲ از عالم برتری بیبی به عبّاس خواهری بیبی سرا پا ذوالفقار هستی تماماً حیدری بیبی اسوهی پاکی، روی افلاکی بیشک بالاتر از هر ادراکی ارثی و پوشِت، عالم مدهوشِت پرچم آقا بوده رو دوشِت زینب، آه زینب ... مقامت برتر از باور کنیزت مریم و هاجر میگه در وصف تو دشمن: تجلّی داری از حیدر اگه غرق بلا بودی به غصّه مبتلا بودی تو بعد از روز عاشورا امام کربلا بودی (میکنه نوکر، از تو اطاعت پیر شدی بانو ظرف سهساعت) ۲ دختر زهرا، کعبهی غمها آواره موندی تو دشت و صحرا زینب، آه زینب ...