
دلشورهای افتاده در جانم برادر غمگینمو سر در گریبانم برادر (جانم حسین، جانم حسین، جانم حسین جان)۳ حس بدی دارم عجب دشت عجیبی مبهوت سحر این بیابانم برادر (جانم حسین، جانم حسین، جانم حسین جان)۳ یک دشت مرد اجنبی دور و بر ماست اینجا مزن خیمه هراسانم برادر (جانم حسین، جانم حسین، جانم حسین جان)۳ در کاروانت دختران بی شماریست میترسم از آینده حیرانم برادر جایی برای بازی طفلان تو نیست دلواپس خار مغیلانم برادر صحرای محشر پیش این صحرا بهشت است خشکیده لبهای غزلخوانم برادر دست دخیل خارهای دشت رفته سمت ضریح پاک دامانم برادر بادی جسارت کرد و خلخالم تکان خورد تشویش دارم دل پریشانم برادر آن نامههای بار اُشتر را نشان ده با حر بگو در کوفه مهمانم برادر با زینبت دنیا سر سازش ندارد مظلومهی معروف دورانم برادر