نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

داره خون میریزه از زخم تنت آروم من فدای غربت سیدنا المظلوم تو سر و صدا و ازدحام جمعیت پیچیده تو مقتلت ضجهی یک خانوم بمیره مادر برات، که اینقدر ناخوش شدی زیر دست و پاهاشون، بمیرم زجرکُش شدی مادرش آمده گودال، نچرخان بدنش استخوانهای گلویش ز قفا ریخته است عصر روز دهم کربلا قیامته گوشه گوشهی مقتل پر از مصیبته منو گریه و ناحیه و عبارته الَّذي سَمَحَتْ نَفْسُهُ بِمُهْجَتِهِ آرومت نذاشتن، تو مقتل یه لحظه شمشیر جای شمشیر، نیزه پشت نیزه عشق تو رو کشتن چرا هذا حسين بالعراء حسین جان... زنده بودی و غارت شدن مخدرات زنده بودی و آتیش زدن به خیمههات زنده بودی و اسبا رد شدن از تنت أَلسَّلامُ عَلَى الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ گفتن به عیالت، حرفای زننده میسوزن تو خیمه، زنها زنده زنده ای کشتهی دور از وطن، عریان بدن ای بی کفن مونده تنت بی پیروهن بمیرم نگران رباب و زینبی بمیرم که تو عریان و نامرتبی بمیرم که یه شب تو تنور خولی و بمیرم که یه شب بین دیر راهبی حسین جان تو رو غروب کشتنت حسین سالار زینب...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد