نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دار و ندار علی بمان کنار علی صبر و قرار علی بمان کنار علی... ... فاطمه دلواپسم، خیز و پریشانم نکن دست و پا گم کردهام، بازی تو با جانم نکن بین مسجد گریهام دیدهای پس صبر کن پیش این نامرد مَردم باز گریانم نکن یک طرف تابوت خالی یک طرف تصویر تو بین این دو قاتل جان، زار و حیرانم نکن هر نفس که میکِشی زخم تو سر وا میکند بیش از این شرمندهی دارو و درمانم نکن خب نخند اصلاً اگر پهلوت اذیت میکند یاد ایّام وصالم غرقِ هجرانم نکن از چه تو انقدر حسّاسی به موهای حسین وقت بوسه بر گلویش دیده گریانم نکن معجر تو سوخت، حرف از معجر زینب نزن صحبتی از دختر پارهگریبانم نکن روی ناقه دیده باد افتاده در موی حسین گفت چون موی پریشانت پریشانم نکن من که حتّی مرد همسایه ندیده سایهام در میان کوچه و بازار مهمانم نکن با لبت بازی شد و شخصیت من خُرد شد بیش از این شرمندهی اشک یتیمانم نکن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد