نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(حسین من ای شهید بیکفن تو رو قربةً الی الله میزدن)2 ریختن سرت جلو چشم مادرت نیزه بارون شد عزیزم، پیکرت (برید صدات خسخس افتاد نفسات)2 کهنه خنجرو کشید روی رگات موتو کشید نفسم به لب رسید از قفا سرت رو تشنهلب برید حسین من (کشیدن تو رو آقا)2 تو گودی قتلگاه (حسین من)7 کشیدنت تو رو بیکس دیدنت اومدن برای غارت تنت انگشترو برد یکی پیرهنو برد یکیشون میون گونی سرو برد (حسین من)4 سوارهها اومدن با مرکبا رد شدن از رو تموم پیکرا به سر زنان اومدن گریهکنان خدا نگذره از اون شمر و سنان حسین من ای شهید بیکفن تو رو قربةً الی الله میزدن ریختن سرت جلو چشم مادرت نیزه بارون شد عزیزم، پیکرت برید صدات خسخس افتاد نفسات کهنه خنجرو کشید روی رگات موتو کشید نفسم به لب رسید از قفا سرت رو تشنهلب برید کشیدنت تو رو بیکس دیدنت اومدن برای غارت تنت انگشترو برد یکی پیرهنو برد یکیشون میون گونی سرو برد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد