نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حسینِ من، ای شهیدِ بیکَفن تورو قُربَةًاِلَیالله، میزدند ریختن سَرت، جلو چشمِ مادرت نِیزهبارون شد عزیزم پیکرت بُرید صدات، خِس خِس افتاد نفسهات کُهنه خَنجَرو کشید روی رگهات موتو کشید، نفسم به لب رسید از قَفا سَرِت رو تشنهلب بُرید کِشیدنت، تورو بیکَس دیدنت اومدن برای غارَتِ تَنت پیرهنو بُرد، یکی انگشترو بُرد یکیشون میونِ گونی سَرو بُرد سوارهها، اومدن با مَرکَبا رَد شدند از رو تمومِ پِیکَرا به سَرِ زنان اومدن گریهکُنان خدا نگذره از اون شِمر و سَنان دویدم و، ولی دیر رسیدم و بدنت رو دیدم و بریدم و پیچید صِدام، توی اون شلوغیا دَویدن یه عِدّه سَمتِ خِیمهها سوخت مَعجَرا، سوخت تمومِ چادرا تازیونه شد نَصیبِ دخترا سوارهها، اومدن با مَرکَبا رَد شدند از رو تمومِ پِیکَرا (حسین، حسین) ۲ آقام، آقام، آقام (حسین، حسین) ۲ آقام، آقام، آقام
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد