نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو مدینه یه قبر بی نام و نشون چلچراغش ستاره های کهکشون تو شهر جدش از همه غریبتره یادآور غربت تلخ مادره یادآور، غم دلای خون غصه های خواهری مهربون خیره مونده به تشت روبرو به لخته های خون (یا حسن، غریب آقا غریب آقا) ****
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد