کاش میشد که فارغ از این
حاج محمود کریمیپسندیدن43
بازدید43.1K
کاش میشد که فارغ از این حسرت دیرینه باشیم یه محرّم، شب پنجم کاش میشد مدینه باشیم بشینیم دم بقیع و تا سحر، روضه بخونیم زیر لب، پیش پدر کاش از پسر، روضه بخونیم این شبا، دور مزارش تو بقیع، غربت محضه کاش بریم، ولو نذارن ناله هم کنیم، میارزه بهخدا میارزه اونجا گریه آستینبهدهن کرد گریه از غم حسین و گریه از غم حسن کرد اگه ما حسینی هستیم کرم امامحسن بود کاشکی امشب روضمون توو حرم امام حسن بود گفتم از حرم، دلم سوخت آقامون حرم نداره دور قبرش توو محرّم پرچم و علم نداره حرم و گنبد و صحنش همگی وقف حسینه حتّی روضشم گریزش بهخدا حرف حسینه فاطمیه، توو محرّم روضههای پسراشه یاد کوچه، یاد مسمار ارث اون به بچّههاشه داشت نگاه میکردش از تل ته گودال چهخبر بود عمو گیر افتاده تنها مثل زهرا، پشت در بود نیزهها میرفت بالا نیزهها میرفت پایین چکمهی شمرو نگاهکن داره سینش میشه سنگین دست عمّه رو رها کرد پابرهنه زد به جنجال از توو جمعیت به سختی خودشو رسوند به گودال صددفعه آدم توو روضش میمیره و زنده میشه اینجا جاییه كه ارباب از حسن، شرمنده میشه یا حسین غریب مادر تویی ارباب دل من یه گوشه چشم تو بسه واسه حل مشکل من هی میگفت نزن، یتیمه هی میگفت امانتی بود کشتنش توو بغل شاه بَه! چه جای راحتی بود