گریه نکن برام
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن14
بازدید7.2K
گریه نکن برام که میگیره دلم میدونی که میشه غم تو قاتلم گریه نکن برام سَر و پا آتیشم یه روزی میرسه که زود میای پیشم یه روز میاد، داری با چشم ترت میسوزی یه روز به پشت این در با پسرت میسوزی یه روزی میخ در به بال و پرت میگیره زبونههای آتیش به معجرت میگیره زهرا خدا نگهدار... یه روزی پر میشه کبودی رو تنت چهل نفر میان برای کشتنت چهل نفر میان که شر به پا کنند دست تواز علی جدا کنند یه روز میاد میبینی تنها تو کوچههایی به پیش چشم حیدربه زیر دست و پایی یه روزی رو میبینم که کوچه غرق مه شه این حق یاس من نیست که زیر پاها له شه زهرا خدانگهدار... صحنهای که باید ببینم اومده حسینتو ببین رو سینم اومده میسوزه قلب من تو اوج اشک و آه رفته دلت کجا ؟ غروب قتلگاه ریختند تو قتلگاه و حرمت نگه نداشتند نامردا پیرهن کهنه حتی براش نزاشتند با حوصله نشستند تا قتله صبر کردند حالا که کشتنش باز دنبال چی میگردند حسین غریب مادر... حسین وای حسین وای...